|
بودا گوتاما در قرن 6 پیش از میلاد در نزدیکی مرز فعلی نپال و هندوستان به دنیا آمد . بودا در طایفه شاکیامونی یا جنگاوران به دنیا امد که در زمان خود از طبقا ت بالای اجتماع محسوب می شد . و به خاطر نشان های خاص مردان بزرگ که در او دیده بودند او را شاکیا مونی به معنی حکیم طایفه شاکیا نامیدند . القاب او عبارتند از : بودا: آنکه به واقعیت بیدار شده- به روشنی رسیده – بیدار شده سیدراتا : آنکه به هدف نهایی رسیده تاتا گاتا: آنکه به سا حل پیوسته است – یا چنین رفته ، یا چنین آمده و ... از نظر راهبان بودایی (( بودا)) لقب یا عنوانی است که شایسته هر کس که به بیداری یا روشنی رسیده باشد است. تقریبا تمامی سنت های بودایی بر این باورند که بودا پیش از تولد بارها به د نیا آمده و در قالب موجودات گونا گون زندگی کرده است. بودا در شرایطی متولد شد که سرزمین پهناور هندوستا ن دستخو ش نوعی آشوب و تلاطم فرهنگی- دینی شده بود. در این زمان دیگر از ادیان کهن جز ظ.اهری فرسوده باقی نمانده بود . از مجموعه جاتا کاو* بر می آید که بودا در 16 سالگی و به خواست پدرش با دختر عموی خود ازدواج کرد. اما زندگی بودایی که ما می شناسیم از 28 تا 30 سالگی آغاز شده . در این سن بودا در جستجوی حقیقت ترک خانمان می کند در حالیکه موی سر و ریش خود را هم ترا شید.در این زمان به او خبر دادند که صاحب پسری شده که بودا بر این خبر گریست و سفارش کرد نام او را راهولا ( زنجیر) بگذارند . بودا در جستجوی حقیقت نخست به خد مت اساتید نامدار زمان خود در آمد اما بعد مدت کوتاهی آن تعالیم را خام و نارسا و شدیدا متظا هرانه یافت پس راه دیگری را بر گزید و مدت 6 سال از عمر خود را صرف ریا ضت کرد. وی فهمید که از این طریق نمی توان به روشنی رسید و چارهء کار را در بازگشت به زندگی عادی دانست . بودا که پی برده بود از این طریق نمی توا ن به واقعیت رسید به جنگل رفت و زیر درختی ( درختی موسوم به انجیر هندی که همان درخت کونار یا سدر است) به روا یتی مدت 7 هفته نشست و با خود عهد کرد تا به حقیقت نرسد از این محل تکا ن نخو اهد خورد تا اینکه شب هنگام واقعیت نقاب از چهره بر داشت و او متوجه شد که روحش از پلیدی های هوس و نادانی رها شده است و به نور معرفت آشنا شده است . وی در 35 سا لگی به روشنی رسید و و در مکانی به نام (( بودا گایا )) به مقام بودای والا نا ئل شد. چهار حقیقت مقدس در آئین بودا : 1- حقیقت رنج: در جهان بعضی امور هر اندازه خوشا یند باشند یا موجبا ت رنج دیگران می شوند و یا خود تبعا ت رنج آور دارند. 2- حقیقت خاستگاه رنج : بعضی از امور هر اندازه لذت بخش باشند باز هم با احساس اظطراب پیوند خورده اند و احساس اضطراب خود ریشه در از دست دادن و وحشت از روی دادن چنین حا دثه ای است . 3- حقیقت رهایی از رنج : بعضی از امور هر اندازه لذت بخش باشند با آدمی را درگیر در موقعیت ها و شرایطی می کند که خود آن موقعیت ها و شرایط به طرز گریز نا پذیری رنج آور ند. 4- حقیقت راه رهایی از رنج : این جهان نمی تواند تمنیا ت قلبی ما را بر آورده کند .بودا معتقد بود در برخورد با لذایذ باید خردمندانه بر خورد کرد ، یعنی جدی نگرفتن لذت به عام ترین معنای ممکن . راههایی رهایی از رنج از نظر بودا : 1- شناخت درست : شناخت 4 حقیقت مقدس . 2- اندیشه درست : شامل اندیشه رهایی – اندیشه خیر خواهی – اندیشه ستم روا نداشتن به زنده گان . 3- گفتار درست : گفتاری که در آن دروغ و بد دهانی و.... نباشد. 4- رفتار درست : خود داری از تنگ کردن عرصه زندگی بر دیگر زنده گان . 5- زیستن درست : تلاش برای معاش بی آنکه آزا ر و اذیتی به دیگران برساند. 6- تلاش درست : نگهبانی بر حواس پنج گانه . 7- آگاهی درست : اشراف به جسم و احساس و دل . 8- یکدلی درست : بالا بردن فهم و درک از طریق فراگیری و عمل به آنچه در 7 راه پیش ذکر شد . متون مقدس بودا : 1- دارما : مستقیما به اصول اعتقادی آئین بودا مر بوط است . 2- وینایا : مجموعه تعالیم و دستوراتی که با نظم و ا نضباط رهبانی سرو کار دارد . 3- آبی دارما : اصو ل اعتقادی و تعالیم بودا را از منظر دقیق تر مورد بررسی قرار می دهد . مکاتب منشعب از بودا : 1- ما ها یانا : ( ارابه یا چرخ بزرگ ) بعضی از اساتید بودا معتقد بودند تعالیم بودا ابنائ بشر را در بر می گیرد و همه آدمیان می توانند از تعا لیم بودا بهره بگیرند که ما ها یا نا نتیجه همین تفکر بود . 2- هینا یا نا : ( ارابه یا چرخ کوچک ) بعضی از اساتید بودا معتقد بودند که بودا مخاطب خاص دارد و به هیچ وجه همه فهم نیست . آنا ن به شدت نخبه گرا بودند .هینا یانا به علت نخبه گرا بودن نام هایی دیگر هم گرفت مانند استا ویرا ودا ، و تیرا وادا که هردو به معنای مکتب دانشمندان یا مکتب مشایخ بود . بودا در سن 80 سالگی دیده از جهان فروبست . وی کسی بود که هرگز در زندگی به چیزی اعتراض نکرد ، لب به شکوه نگشود و همواره در سخن گفتن از نرم ترین و صمیمانه ترین کلمات استفاده کرد .هنگام مرگ بودا پسرش و خواهر زاده ا ش آناندا بر بالینش حضور دا شتند و بودا آخرین کلماتی را که بر زبان راند عبارت بود از : عشق ، شفقت ، نیکی ، نیک خواهی و پرهیز از حرص و آ ز و بی آزاری . جسد بودا طبق وصیتش با آداب و مراسم خاص سوزانده شد .
" چرا نوشتم در برگ تنهاییم برایت نمی دانم " که توصیه می کنم یک سر بزنید و از مطالب زیبایی که صبرا زحمت نوشتنش رو میکشه استفاده ببرید .
در 6 ژانویه 1883در جبل لبنان مردی از سلاله ابراهیم خلیل پای به ساحل خاک نهاد که او را جبران نام نهادند . او در خانواده ای مسیحی مارونی ( منسوب به مارون مقدس *) که به جبران شهرت داشتند به دنیا آمد. مادرش زنی عارفه بود که اسم با مسمای کامله بر خود داشت. جبران بعد گذراندن تحصیلات ابتدایی در بیروت در 12 سالگی همراه خانواده رهسپار آمریکا شد و در بوستن اقامت گزید. در بوستن نقاش صاحبنظری به نام " fered " جبران بعد حدود 3 سال اقامت در آمریکا به عشق آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن باز گشت . وی در 15 سالگی مدیر مجله ( الحقیقه ) شد . جبران در سال 1910 بار دیگر به آمریکا رفت و در نیویورک دفتری تا سیس کرد که مدت 21 سال مجمع نویسندگان و شعرا و...... بود . اثار جبران عبارتند از : 1- پیشرو 2- دیوانه 3- موسیقی 4- شن و کف 5- باغ پیامبر 6- ارواح سر کش 7- اسرار دل 8- اشک و لبخند 9- المواکب 10- عیسی فرزند انسان 11- اشعار منثور 12- پیامبر و.......................... کتاب پیامبر معروفترین و پر فروش ترین اثر خلیل جبران است. که نگارش آن را در 15 سالگی به زبان عربی آغاز کرد .این کتاب نثری شاعرانه و خوش اهنگ و در عین حال ساده و روان دارد که از صفای باطن جبران حکایت می کند . پیامبر داستان همه آدمیان است که روحشان با کشتی قالب به به غربتگاه خاک می آید و پس از چندی باز به کشتی سوار می شود و به موطن اصلی خود باز می گردد . هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش از جمله کسانی که با خواندن کتاب پیامبر دل به مهر جبران بست دختری فرزانه و زیبا به نام ( می زیاده) بود که نادیده عاشق جبران شد و با او آغاز مکاتبه کرد و جبران نیز با نشاهده او از پنجره نا مه هایش مهر او را بر دل گرفت . کتاب پیامبر 28 فصل است که هر یک پاسخی است به سوالی که یکی از مردم به تناسب حرفه خویش طرح کرده است . اما محور سخن در همه فصلها عشق است . در اینجا خلاصه ای از ابواب کتاب پیامبر را به طور خلاصه بیان می کنم . زناشویی: روشنترین ظهور عشق اسمانی در قالب جسمانی است که اگر از پیوند آسمانی خود بریده شود از قداست و پاکی به گستاخی و بی باکی می می کند . دعا : رسیدن به حضور معشوق است و همراز شدن با او و هیچ نخواستن جز او . آزادی : رهایی از هر زنجیری است که آدمی را از رسیدن به معشوق محروم می کند و رهیدن از دامی است که پای او را از رفتن به دام عشق می بندد . و.......................... توصیه می کنم که این کتاب را مطالعه کنید و ببینید برداشت ما از عشق و دوستی و کار و مرگ و... چی هست ؟ و واقعیت هر کدام از این ها چی !!!!!!!!! * سن مارون : یکی از قدیسان مسیحی که در قرن 4 میلادی مکتب خاصی از مذهب کا تولیک را بنیاد نهاد.
افق روشن روزی ما دوباره کبوترهای مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی د ست زیبایی را خواهد گرفت . روزی که کم ترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است . روزی که د یگر درهای خانه شان را نمی بند د قفل ا فسانه ای است و قلب برای زند گی بس است . روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است ..................... و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم . شاملو
|
About![]()
از قلب ما تا خدا یک راه مستقیم هست
Home
|