|
بزرگترین دین رایج در هندوستان است . . تاریخ دقیق این دین شناخته شده نیست ولی برآوردها از 3102 پ.م. تا 1300 پ.م. را حدس میزنند. این دین، سومین دین بزرگ جهان است و پیرامون 940 میلیون نفر پیرو دارد . که 96 درصد هندوان در قاره هند ساکنند. تنها کشوری که هندوگرایی را دین رسمی خود اعلام کرده کشور نپال است . اصول دین هندو: اصول دین هندو عبارت است از: اعتقاد و احترام به کتابهای باستانی و سنتهای دینی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دورههای قدیم عقیده دارند . اعتقاد به باززایش (تناسخ) و رعایت مقررات طبقات اجتماعی در معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، بویژه گاو از اصول آن دین است . مهمترین خدایان هند و : عمومی ترین خدایان آئین هندو شیوا( خدای تخریب و تولید) و ویشنو(خدای محافظ جهان) هستند. هندوان به عده بیشماری از خدایان آسمانی و زمینی با اسما و صفات متفاوت معتقدند. برخی از معروفترین خدایان هندو عبارتند از: 1- اگنی یعنی اتش 2- وارونا یعنی آسمان 3- ایشوار یعنی قادر متعال 4- رودرا یعنی وحشتناک 5- راما یعنی دل پذ یر 6- کریشنا یعنی آبی رنگ 7- یاما یعنی ارابه ران 8- اشوین یعنی اسب سوار
کتب مقدس: ادعیه و آیینهای هندوان در مجموعهای به نام وداها (Vedas) به معنای دانش به زبان سانسکریت گرد آمده است . پژوهشگران تاریخ قدمت اين متون كهن ودایی را بین 50۰۰ تا 6۰۰۰ ق.م. میدانند، کتاب بسیار معروف و جذاب باگاوادگیتا یعنی سرود خدای مجید این کتاب گاهی به تخفیف گیتا نامیده میشود، در باب اخلاص (Bhakti) سخن میگوید. مهمترین کتب هندو عبارتند : از ودا، برهمنا،اوپانیشاد و متون پورانا. مرکز مذهبی هندوها شهر بنارس است. در نظر هندوها گاو حیوان مقدسی است و خوردن گوشت آن حرام است.انجام مراسم عبادی در انحصار روحانیون هندو است و مردم عادی حق انجام آن را ندارند کسی که معتقد به آئین هندو میباشد دامنه اعتقاداتش بسیار متغییر است. او میتواند یک فرد بسیار متعصب در امور مذهبی خودش باشد یا اینکه نسبت به آنها بی تفاوت باشد و حتی در خلاف آن دست به انجام اعمالی بزند اما مهمترین نکته آنست که اصول طبقاتی خود را رعایت کند. در آئین هندو سازمان طبقاتی حاکم است که به آن کاست میگویندو شامل چهار رده است: 1-کشتریه یا کشاتریاها ( طبقه پادشاهان) 2-برهمنان( روحانیون مذهبی) 3-ویسیه(طبقه بازرگانان و تجار) 4-شودره(طبقه کارگران) معاشرت افراد يك طبقه ديگر شرعا و عرفا ممنوع بود. داد و ستد نيز از راه دور، با گذاشتن پول در مكانى و تقاضاى متاع با فرياد و اختفاى كامل انجام مى گرفت ... رود خروشان و پر بركت گنگ به معناى تندرو كه در بخش بزرگى از هندوستان جريان دارد، از تقدس بالايى برخوردار است و غسل كردن در آن ، به خصوص درشهر بنارس ، عبادتى مهم شمرده مى شود. نيلوفر نيز بسيار مقدس است . اهيمسا به معناى پرهيز از آزار جانداران اصل مهمى است كه در زمانهاى بعد، تحت تعاليم مهاويرا مورد توجه قرار گرفت و تاكنون به شدت رعايت مى شود. اين آموزه خوردن گوشت حيوانات را عملى غير اخلاقى مى داند و اين مساله اثر عجيبى بر شيوه زندگى هندوان باقى گذاشته است. هندوان جسد مردگان خود را مى سوزاند و خاكستر آن را بر روى گنگ بر باد مى دهند. قبلا سنت مذهبى اين بود، كه هنگام سوزاندن جسد مرد متوفى ، همسر وى نيز به نشانه وفادارى ميان توده هاى هيزم مى خوابيد و همراه شوهر مى سوخت و براى تشويق زنان به اين امر به وى لقب ستى به معناى بانوى وفادار و بافضيلت عطا مى شد. اگر احيانا زنى تاب و تحمل اين فداكارى را در خود نمى يافت پس از مرگ شوهر موى سر خود را مى تراشيد و جلاى وطن مى كرد. زنده سوزاندن زوجه را انگليسيها پس از استعمار هندوستان در سال 1829 م . ممنوع كرد ند.
موفق و سلامت باشید
خدایان اصلی آشوری _ بابلی آنو : خدای آسمان . پدر خدایانی که به جهان آسمانی تعلق دارند . خدای اقتدار . مورد پرستش در شهر اوروک . پدر الهه ایشتار. پايه گذاران کليسای کاتوليک، در صدد گسترش کليسايشان در غرب بودند و برای حصول اين هدف، از هر کاری کوتاهی نمی کردند. از جمله روشهای آنها برای راضی کردن مردم به قبول مسيحيت، دادن هويت مسيحی به عيدهای محلی يا مذهبی مردم بود. يکی از اين جشنها، جشن تولد خدای آفتاب شکست ناپذير بود که يکی ازجنبه های شخصيت ميترا است. ريشه اين جشن، به بابل باستان می رسد که در آنوقت، جشن تولد شمش، خدای خورشيد محسوب می شده. اين جشن امروزه در بين ايرانی ها به عنوان «يلدا» يا بلندترين شب سال، معمول است و طولانی شدن روز از فردای آن نشانه ای از تولد خدای خورشيد است. ایزدان و ایزد بانوان اصلی شناخته شده در ایران اهریمن : اصل تاریکی" نادانی و بدی . آشتي : ايزد صلح. صفت او پيروزمند است و از بالا حامي همه ي آفريدگان است. آناهيتا (آناهيد) --> به معناي پاک و بدون آلودگي. اِرِث --> ايزد بانوي عدل و انصاف. معمولا با اشي و چيستا همراه است. او خوب بالا ست و چرخهاي گردونه اش خروشنده است اَسنيه --> ايزد موکل بر روز و تقسيمات آن. امرداد --> به معناي جاودان و بي مرگ . ششمين امشاسپند. او نگاهبان گياهان است. امشاسپندان --> هفت جلوه ي اورمزد.. هفت فرشته ي مقرب اهورامزدا.. که عبارتند از بهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندارمذ، خرداد، امرداد و هفتمين امشاسپند به روايتهاي مختلف سپند مينو، سروش يا بهرام است. و.................... سلامت و شاد باشید .
1- کیومرث : گيومرث (به اوستايي: گیو مرتین ) به معناي زندگي ميرا در اسطورههاي ايران ششمين آفريدهي اورمزد و نخستين انسان است . گيومرث در كنار نخستين جانور (گاو اوگدات) در ايرانويج (سرزمين خاستگاهي آرياييان) از زمين آفريده شد. او به همراه ديگر آفريدگان اورمزد، سه هزار سال دوران آفرينش نخستين (عصر پيش از تهاجم اهريمن) را كه تغيير و تحولي بدان راه نداشت، در آسايش و بيمرگي ميزيست. با آغاز تهاجم اهريمن به جهان پاك اورمزد، وي گيومرث را به خواب فرو برد تا از سهمگینی اين تهاجم به هراس نيافتند اما تقد ير چنان بود كه وي به مدت سي سال از خطر اهريمن در امان ماند. اما پس از آن، مرگ كه ره آورد اهريمن براي جهان بيعيب مزدا آفريده بود، بر گيومرث چيره گشت و او را در ربود. آن گاه از تن بيجان گيومرث در زمين هفت گونه فلز پديد و سپس بر آسمان رفت و با خورشيد يگانه گشت از گيومرث به هنگام درگذشت، نطفهاي روان شد كه بخشي از آن را ايزد نريوسنگ با خود برد و بخشي ديگر از آن را كه به زمين فرورفته بود «سپندارمذ» (ايزد زمين) پذيرفت و از آن، پس از چهل سال، به شكل بوتهاي ريواس، «مشي/ Mashi» و «مشيانه / Mashyane» نخستين زوج بشري، رويدند و پس از آن كه از گياهپيكري به انسانپيكري گرديدند، روان به تن ايشان وارد شد و زندگي در زمين را آغازيدند. از آنان، در طول ساليان، شش جفت پسر و دختر زاده شد كه از هر كدام، يكي از اقوام بشري پديد آمد در اوستا از گيومرث به عنوان نخستين كسي كه به گفتار و آموزش اورمزد گوش داد و تبار «آريايي» از وي پديد آمد، ياد گرديده . در برخي از آثار مورخان اسلامي گيومرث با «آدم» كه نخستين انسان در اسطورههاي اسلامي- يهودي است، برابري داده شده و گاه از فرزندان آدم انگاشته شده است. 2- جمشید: جمشيد يکي از پادشاهان اسطورهاي ايراني است که در اوستا نيز نام او آمده است. جمشيد از دو واژه جم و شيد تشکيل شده است. جم و يم از يک ريشه است و معني دريا و اقيانوس ميدهد و شيد يعني درخشندگي هميشگي و هم معني خور است که براي مبالغه در معني با خورشيد بکار رفته است. جمشيد بر روي هم مفهوم ، درياي نور ،خورشيد تابان و فروغ جاودان را ميرساند. در شاهنامه، جمشيد شاهي فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبيني و غرور فرّه ايزدي را از دست ميدهد و به دست ضحاک کشته ميشود. • بنظر ميرسد بين جم و يا جمشيد افسانهاي ايراني ها با سليمان در تورات و کتب مقدس ارتباط وجود داشته باشد سليمان در روايات يهود و اسلام همان شخصيت افسانه اي پيامبر سليمان است كه ارتباطش با ملكه (سبا) در فرهنگ هاي باختر زمين شهرت فراوان دارد. شايد چيزي كه مورد آشنايي كمتر باشد، اين حقيقت است كه در ايران، سليمان به گونه اي مبهم با وجود شخصيت افسانه اي جمشيد (جم) برابر شناخته ميشود. بطوريکه، جمشيد ـ برابر با سليمان ـ شناخته شده که پرسپوليس (تخت سليمان = تخت جمشيد) را بنا كرد، نه هخامنشيان. 3- هوشنگ : نخستين پادشاه در اساطير و تاريخ ملي ايران هوشنگ است . در اساطير ايران، هوشنگ از نوادگان گیومرت است و تبار ايرانيان از اوست . به روايت متون مزدايي، هوشنگ نخستين كسي است كه به ياري خدايان به فرمانروايي مطلق همهي كشورها، آدميان، ديوان و پريان دست مييابد و به ويژه ديوان را سركوب ساخته، چهل سال پادشاهي ميكند . «حمزهي اصفهاني» مينويسد: «هوشنگ پيشداد نخستين پادشاه ايران بود و در استخرواقع در استان فارس به تخت نشست.. از جمله كارهاي وي اين بود كه آهن را استخراج كرد و به ساختن ابزار جنگي و برخي ابزار صنعتگران دست يافت و به مردم فرمان داد كه آهنگ درند گان كنند و آنها را بكشند .
تخت جمشید : پرسپولیس همان تخت جمشید است که محل تشکیل جلسا ت بین المللی آن زمان بوده یا همان سازمان ملل 2500سال پیش و بزرگترین موزه آن زمان محسوب می شده . ساختمان تخت جمشید در مرود شت در زمینی به مساحت 13000هکتار و ارتفاع 20متر از سطح زمین و در شهری به نام پرسپولیس بنا شده است . این کاخ در مد ت 50 سال و با نیروی 25000 کارگر ساخته شده است . ساخت این بنا د ر زمان داریوش آغاز ودر زمان خشایار شاه ادامه داشت و در زمان اردشیر دراز دست به پایان رسید . تالار اپادانا در زمان داریوش به پایان رسید و داریوش در این تالار تاج گذاری کرد . تالار صد ستون ( تات جادا) از ساخته های خشایار شاه است . این کاخ بوسیله اسکندر مقدونی به اتش کشیده شد واشیاء ارزشمند آن به غارت رفت.
حمورابی : پادشاه بابل که قدیمی ترین قوانین بشری را که مشهور به قوانین حمورابی است و بر سنگ کنده شده است وضع کرد . قوانین حمورابی 282 ماده است که تقریبا تمام مواد قانونی آن زمان را شا مل می شود . مردم به 4 دسته تقسیم می کرد شامل : 1- روحانیون 2- کارمندان دولتی 3- ارتشیان 4- گروه مردم صاحب پیشه و بازرگانان ارتش کشور دایمی بود و خدمت نظام اجباری و افراد به دو گروه ازاد وبرده تقسیم می شدند . و .......................... حمورابی گیلگمش : نخستین بار داستان گیلگمش پس از کشف الواح گلی به خط میخی سومری - کلدانی در بین النهرین توسط یک باستان شناس انگلیسی بازگو شد و پس از آن در سال 1839 تعداد دیگری از این الواح گلی در بین النهرین ( عراق ) کشف شد واز آن تاریخ ، راز این الواح باخواندن آنها توسط بورکهارت آلمانی گشوده شد. حماسه گیلگمش چهل شخصیت دارد و در دوازده لوح ( بخش ) داستان حماسی گیلگمش توسط راوی تعریف می شود . گيلگمش شخصيت اسطوره ای کهن ترين داستان بشری است که روزی کشتی ساخت و از هر حيوان جفتی برداشت و آنهارا سوار کشتی خود کرد چرا که دنيا را آب فرا گرفته بود گيلگمش يا به اعتقاد برخی نوح هزار ساله یکی از پادشاهان سومری که بعد مرگش حالت افسانه ای گرفت. شاد وسلامت باشید
وی تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود. کم کم به شعر روی آورد. و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت . در سال ۱۳۲۹ در حالی که ۱٦ سال بیشتر نداشت با پرویز شاپور که ۱٥ سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود. اولین مجموعۀ شعر او به نام " اسیر " در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی منتشر می گردد . در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود . مجموعه های از کارهای فروغ فرخزاد وی در حوزه سینما هم فعالیت داشت که نایل به دریافت جوایزی از جشنواره های مختلف شد . و همچنین در زمینه نقاشی هم فعالیت داشت . و سرانجام در تاریخ 24 بهمن 1345بر اثر انحراف اتومبیلش در خیابان لقمان الدوله تهران و قبل از هر اقدام پزشکی جان به جان افرین تسلیم کرد و در گورستان ظهیر الدوله در دربند تهران در حالیکه برف میبارید دفن شد . در سوگ فروغ : شعری از اخوان چه درد آلود و وحشتناک نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود دریغ و درد هنوز از مرگ نیما من دلم خون بود چه بود این تیر بی رحم از کجاآمد که غمگین باغ بی آواز ما را باز در این محرومی و عریانی پاییز بدینسان ناگهان خاموش و خالی کرد. .......................... الا یا هر چه هستِ کائنات از تو به تو سوگند دگر ره با تو ایمان خواهم آوردن و باور می کنم - بی شک - همه پیغمبرانت را مبادا راست باشد این خبر ،زنهار مکن ، مپسند این ، مگذار ببین ، آخر پناه آورده ای زنهار می خواهد پس از عمری ،همین یک آرزو ، یک خواست همین یک بار می خواهد ببین ، غمگین دلم با وحشت و با درد می گرید خداوندا ، به حق هر چه مردانند ببین ، یک مرد می گرید........ ........................... چه سود اما ، دریغ و درد در این تاریکنای کور بی روزن در این شبهای شوم اختر که قحطستان جاوید است همه دارایی ما،دولت ما،نور ما، چشم و چراغ ما برفت از دست. دلم خیلی گرفته بود خواستم تنهایی های خودم با شعرهای فروغ پر کنم و دلم به وسعت قلب پاک فروغ گرفت زنی که نشناختندش و قدرش رو ندانستند. فروغ تنها بود و در انزوای خود عروج کرد . تولدی دیگر از فروغ که باعث شد اسم وبلاگم رو از سکوت سر شار از ناگفته ها به (( تولدی دیگر )) تغییر دهم. تولدی دیگر
در کتب یهود ، خبر از ظهور مردی بود که منجی بنی اسرائیل محسوب میشد. نام او به عبری یشوع یا یهو شوع بود که بنام عیسی خوانده میشد به معنی نجات و رستگاری. عیسی فرزند مریم است. در انجيل متى مى خوانيم : اما ولادت عيسى مسيح چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود، قبل از آنكه با هم آيند او را از روح القدس حامله يافتند. و شوهرش يوسف چون كه مردى صالح بود، نخواست او را عبرت نمايد؛ پس اراده نمود او را به پنهانى رها كند. اما چون او در اين چيزها تفكر مى كرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده گفت : ((اى يوسف پسر داود از گرفتن زن خويش مريم مترس زيرا كه آنچه در وى قرار گرفته است از روح القدس است. او پسرى خواهد زائيد و نام او را عيسى خواهى نهاد زيرا كه او امت خويش را از گناهانشان خواهد رهانيد.)). اين همه براى آن واقع شد تا كلامى كه خداوند به زبان نبى گفته بود تمام گردد. كه اينك با كره آبستن شده ، پسرى خواهد زائيد و نام او را عمانوئيل خواهند خواند كه تفسيرش اين است : خدا با ما پس چون يوسف از خواب بيدار شد چنان كه فرشته خداوند بدو امر كرده بود به عمل آورد و زن خويش را گرفت . و تا پسر نخستين خود را نزاييد، او را نشناخت و او را عيسى نام نهاد.و پس از تولد تولد، نام يشوع بر او نهاد و معناى آن نجات خداست . يوناييان و روميان آن را به يسوس تبديل كردند و در زبان عربى عيسى شد قرآن تولد عیسی رایک عمل فوق طبیعی و محقق به اراده خدا میداند و به پاکدامنی مریم اشاره صریحی دارد. حضرت عیسی در یهودیه واقع در بیت لحم است و در شهر جلیل از توابع ناصریه پرورش یافته. خانواده او از یهودیان مومن بودند وخود او نیز در ادای تکالیف دینی فردی مقید بود. از مهمترین اتفاقات دوره زندگی حضرت عیسی ، تعمید شدن وی در سن سی سالگی به دست یحیی بن ذکریا از پیامبران الهی بود که آثار جاودان محبت الهی را در دل خود مشاهده کرد و به گفته مسیحیان دست پدر مقدس وی را در پناه خود گرفت. در قرآن از زمان تولد برای وی رسالت در نظر گرفته شده که از جانب خدا به او عنایت شده بود. هنگامیكه عيسى به سى سالگى رسيد، به بشارت دادن آغاز كرد. تعليم اساسى وى دو بخش داشت : گرایش مردم عوام به سمت او در نتیجه موعظه های وی برای کاهنان یهودی نگران کننده بود. ابتدا چیزی به او نمیگفتند اما در فاصله کمی بر مخالفت خود با عیسی صورت آشکاری دادند و در نتیجه توطئه ای علیه وی او را در دادگاه عالی یهود به جرم نسبت دادن فرزندی خود به خدا محاکمه ومحکوم به مرگ کردند. هرچند تلاش حاکم رومی شهر اورشلیم در نجات او بود آنهم بواسطه ملاقاتی که با عیسی (ع) داشت وتحت تاثیر او قرار گرفته بود و برای این منظور تصمیم گرفت وی را در نزد کاهنان یهودی تازیانه بزند اما از خشم آنان کاسته نشد ودوباره به زندان برگشت تا اعدام شود. صبح هنگام در حالیکه عیسی صلیب خود را به دوش میکشید به سمت دیوار شهر اورشلیم رفت و مصلوب و سپس به خاک سپرده شد. عده ای از یاران او برای وداع با وی بر قبرش حاضر شدند اما آنرا خالی یافتند واعتقاد به زنده شدن عیسی در میان آنان قوت گرفت چنانکه به بازگشت او امیدوار بودند. قرآن مسئله مصلوب شدن ومرگ عیسی را منکر میشود و به عروج جسمانی او اشاره میکند.در اناجیل اربعه هم سعی شده است چنین تصویری از زنده شدن عیسی ارائه شود چنانکه آمده است وی بعد از سه روز دوباره زنده شد و به آسمان رفت. دین عیسی در آغاز مبتنی بر توحید ویگانگی بود. تعالیم عیسی سرشار از نکته های اخلاقی است از این رو آئین او را دین مهر وعشق ودوستی نام نهاده اند. سخنان به جا مانده از مسیح گویای یک شیوه تمام عیار اخلاقی در مناسبات اجتماعی است. وی به محبت حتی نسبت به دشمنان تاکید داشت وبرای لعنت کنندگان خود نیز برکت می طلبید. باور مسیحیان نسبت به عیسی (ع) چنین است که او را فرزند خدا میدانند. خدای پسر از آسمان به زمین آمد تا انسان را نجات دهد ودر نهایت خود قربانی شد. همچنین اشاره به گناه اول دارند وشرح قضیه آنست که چون آدم از شجره ممنوعه خورد گناهی بزرگ مرتکب شد و دامن همه فرزندان او را فرا گرفت. اما خدا نمی خواست همه را به جرم گناه پدر مجازات کند. در این میان عیسی خود را برای مکافات عمل مهیا کرد تا سایر انسانها نجات پیداکنند. کتاب مذهبی مسیحیان انجیل نام دارد . که چهار کتاب است: انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا. به این چهار کتاب اناجیل گفته می شود. انجیل متی، مرقس و لوقا هر کدام شرح مختصری از زندگانی، تعلیمات و وفات و قیام مسیح «علیه السلام» بدست می دهد. در صورتیکه انجیل یوحنا علاوه بر ذکر اتفاقات دوران مسیح، تعلیمات روحانی او و اوامر آن حضرت را نیز نقل می کند. در انجیل یوحنا به مطلب الوهیت مسیح بیش از سه کتاب دیگر اشاره شده اما درباره میلاد مسیح و عشاء ربانی و صعود مسیح در مقایسه با سه انجیل دیگر کمتر چیزی نوشته شده است. از جمله دلایلی که بر صحت این چهار انجیل می باشد، یکی شهادت کاتبان قرن دوم میلادی و پس از آن است. دیگر آنکه ترجمه های قدیم این انجیل ها که در قرن دوم میلادی نوشته شده در تمام نکات با این اناجیل مطابق است. این کلمه دوازده بار در قرآن به کار رفته است. قرآن کریم انجیل واقعی را کتاب آسمانی میداند. به همین دلیل انجیل اصلی، به عنوان کتاب آسمانی نازل شده بر حضرت عیسی، نزد مسلمین حرمت و قداست دارد. مسیحیت شامل فرقه های متعددی است اما سه فرقه آن از شهرت بسزایی برخوردارند که مسیحیان بنام هریک از آنها شناخته میشوند: 1- کاتولیک : در زبان یونانی به معنی عمومی است و کلیسای کاتولیک شامل همه فرقه های مسیحی است اما در عمل تنها به کلیسای روم به ریاست پاپ اطلاق میشود. تعداد فرایض مذهب کاتولیک بر هفت مورد مبتنی است : 1- تعمید 2- قربانی 3- توبه 4-اعتراف 5-تناول 6-ازدواج 7-مسح بیماران در حال مرگ 2-ارتودوکس:به معنای سنتی است. در قرن 15 میلادی با تجزیه امپراطوری روم به شرقی وغربی در کلیسای کاتولیک نیز تجزیه حاصل شد و کلیسای شرق نام ارتودوکس به خود گرفت. کاتولیکها وارتودوکسها در مباحث مذهبی واعتقادی تفاوتهای عمده ای باهم دارند. پیروان ارتودوکس به برزخ ومفهوم بی آلایشی و برائت از گمراهی برای کشیش ها معتقد نیستند. همچنین کشیش های ارتودوکس ازدواج میکنند. به رئیس روحانی این فرقه بطریق ( خلیفه ) گفته میشود و مشاوران مذهبی سن سینور نام دارند. واجبات در مذهب ارتودوکس هفت مورد است : 1- تعمید 2-ادای شهادت 3-مسح روغن مقدس 4-تناول 5-توبه 6-مسح بیماران 7-ازدواج 3-پروتستان : این فرقه به روشهای مذاهب کاتولیک و پروتستان معترض شدند . رهبر این نهضت مارتین لوتر آلمانی در سال 1488 میلادی بود.او به خرید گناه وفروش بهشت وعفونامه کشیشان کاتولیک معترض شد. از عقاید این مذهب مخالفت با قدرت الهی پاپ و اعتقاد به تشکیلات دموکراسی و عدم اجبار به اعتراف گناهان و عدم احتیاج به روحانیون مذهبی در ارتباط به خدا میباشد. پروتستانها خودخواهی را گناه اصلی می شمرندو رستگاری را در ترک اغراض میدانند. جهنم در باور پروتستانها وجود ندارد هرچند معتقدند برای شایستگان در جهان ابدی خوشبختی وسعادت وجود دارد. فرائض و تکالیف دینی پروتستانها بر شش اصل استوار است: 1- تعمید 2- اعتراف غیر اجباری به گناهان 3- تناول و افطار 4- تلاوت کتاب مقدس
|
About![]()
از قلب ما تا خدا یک راه مستقیم هست
Home
|