تبليغاتX
تولدی دیگر

تولدی دیگر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بزرگترین دین رایج در هندوستان است . . تاریخ دقیق این  دین  شناخته شده نیست ولی برآوردها از 3102 پ.م. تا 1300 پ.م. را حدس میزنند.

 

این دین، سومین دین بزرگ جهان است و پیرامون 940 میلیون نفر پیرو دارد . که 96 درصد هندوان در قاره هند ساکنند.

 

    تنها کشوری که هندوگرایی را دین رسمی خود اعلام کرده کشور نپال است    .

 

 

اصول دین هندو:

 

         اصول دین هندو عبارت است از: اعتقاد و احترام به کتاب‌های باستانی و سنت‌های دینی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دوره‌های قدیم عقیده دارند  .

 

        اعتقاد به باززایش (تناسخ) و رعایت مقررات طبقات اجتماعی در معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، بویژه گاو از اصول آن دین است .

 

مهمترین خدایان هند و :

عمومی ترین خدایان آئین هندو شیوا( خدای تخریب و تولید) و ویشنو(خدای محافظ جهان) هستند.

 

      هندوان به عده بی‌شماری از خدایان آسمانی و زمینی با اسما و صفات متفاوت معتقدند.

 

    برخی از معروف‌ترین خدایان هندو عبارتند از:

 

1-     اگنی یعنی اتش

2-     وارونا یعنی آسمان

3-     ایشوار یعنی قادر متعال

4-     رودرا یعنی وحشتناک

5-     راما یعنی دل پذ یر

6-     کریشنا یعنی آبی رنگ

7-     یاما یعنی ارابه ران

8-     اشوین یعنی اسب سوار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتب مقدس:

 

ادعیه و آیین‌های هندوان در مجموعه‌ای به نام وداها (Vedas) به معنای دانش به زبان سانسکریت گرد آمده است

. پژوهشگران تاریخ قدمت اين متون كهن ودایی را بین 50۰۰ تا 6۰۰۰ ق.م. می‌دانند،

کتاب بسیار معروف و جذاب باگاوادگیتا یعنی سرود خدای مجید این کتاب گاهی به تخفیف گیتا نامیده می‌شود، در باب اخلاص (Bhakti) سخن می‌گوید.

مهمترین کتب هندو عبارتند : از ودا، برهمنا،اوپانیشاد و متون پورانا.

 

مرکز مذهبی هندوها شهر بنارس است. در نظر هندوها گاو حیوان مقدسی است و خوردن گوشت آن حرام است.انجام مراسم عبادی در انحصار روحانیون هندو است و مردم عادی حق انجام آن را ندارند

 

کسی که معتقد به آئین هندو میباشد دامنه اعتقاداتش بسیار متغییر است. او میتواند یک فرد بسیار متعصب در امور مذهبی خودش باشد یا اینکه نسبت به آنها بی تفاوت باشد و حتی در خلاف آن دست به انجام اعمالی بزند اما مهمترین نکته آنست که اصول طبقاتی خود را رعایت کند.

در آئین هندو سازمان طبقاتی حاکم است که به آن کاست میگویندو شامل چهار رده است:

1-کشتریه یا کشاتریاها ( طبقه پادشاهان)   2-برهمنان( روحانیون مذهبی)   3-ویسیه(طبقه بازرگانان و تجار)   4-شودره(طبقه کارگران)

معاشرت افراد يك طبقه ديگر شرعا و عرفا ممنوع بود.
پائین تر از اين چهار طبقه ، گروهى از بوميان غيرآريايى هندوستان بودند كه نجسها ناميده مى شدند. افراد اين طبقه به هيچ وجه حق نداشتند در محله هاى آن طبقات چهارگانه تردد كنند و هر گاه از باب ضرورت براى حمل زباله به اماكن آنان مى رفتند، موظف بودند با صداى بلند حضور خود را اعلام كنند كه مبادا نگاه افراد طبقات بالا به اين گروه بيفتد. در اين صورت ، بيننده بايد با غسل خود را تطهیر كند.

داد و ستد نيز از راه دور، با گذاشتن پول در مكانى و تقاضاى متاع با فرياد و اختفاى كامل انجام مى گرفت ...
گوش دادن به تلاوت كتابهاى مقدس نيز بر آنان حرام بود و اگر فردى از ايشان در اين مورد استراق سمع مى كرد، براى مجازات ، سرب مذاب در گوش او مى ريختند.
عجيب تر اينكه افراد طبقه نجسها به اين وضع خو گرفته ، آن را حق مى پنداشتند و باور داشتند كه اين تيره بختى زاييده بدكردارى آنان در زندگانى پيشين است كه از طريق تناسخ آن را دريافت كرده اند.

رود خروشان و پر بركت گنگ  به معناى تندرو كه در بخش بزرگى از هندوستان جريان دارد، از تقدس بالايى برخوردار است و غسل كردن در آن ، به خصوص درشهر بنارس ، عبادتى مهم شمرده مى شود. نيلوفر نيز بسيار مقدس است .

اهيمسا  به معناى پرهيز از آزار جانداران اصل مهمى است كه در زمانهاى بعد، تحت تعاليم مهاويرا مورد توجه قرار گرفت و تاكنون به شدت رعايت مى شود. اين آموزه خوردن گوشت حيوانات را عملى غير اخلاقى مى داند و اين مساله اثر عجيبى بر شيوه زندگى هندوان باقى گذاشته است.

هندوان جسد مردگان خود را مى سوزاند و خاكستر آن را بر روى گنگ بر باد مى دهند. قبلا سنت مذهبى اين بود، كه هنگام سوزاندن جسد مرد متوفى ، همسر وى نيز به نشانه وفادارى ميان توده هاى هيزم مى خوابيد و همراه شوهر مى سوخت و براى تشويق زنان به اين امر به وى لقب ستى  به معناى بانوى وفادار و بافضيلت عطا مى شد.  اگر احيانا زنى تاب و تحمل اين فداكارى را در خود نمى يافت پس از مرگ شوهر موى سر خود را مى تراشيد و جلاى وطن مى كرد. زنده سوزاندن زوجه را انگليسيها پس از استعمار هندوستان در سال 1829 م . ممنوع كرد ند.

 

 

 

 

 

 

 

    موفق و سلامت باشید

+نوشته شده در 85/04/27ساعت23:58توسط سکوت | |

 

 

 

 

 

 

خدایان اصلی آشوری _ بابلی

آنو : خدای آسمان . پدر خدایانی که به جهان آسمانی تعلق دارند . خدای اقتدار . مورد پرستش در شهر اوروک . پدر الهه ایشتار.
آشور : خدای آشور" آفریننده خویش" سرور تمام خدایان" خدای آسمان و زمین" تععین کننده سرنوشت. مورد پرستش در شهری به نام او آشور.
بعل یا انیل " خدای طوفان" پدر خدایان. تعیین و ثبت کننده سرنوشت جهان . مورد پرستش در شهر نیپور.
ایا : خدای ((خانه آب))" منبع دانش . جادوگر خدایان . شاه خرد و هوش . سرور انسانیت . خدای بابل.
ایشتار : الهه سیاره ونوس ( زهره = ناهید ) . الهه عشق و لذت . ونیز الهه جنگ و باروری . مورد پرستش در شهرهای اوروک در بابل و به ویژه در نینوا.
مردوک :  شاه خدایان" سرور سروران" شاه آسمانها و زمین" پخش کننده خرد" زاینده (( سرسبزی.غلات و گیاهان )). ارباب حیات. پسر ایا. پدر نبو. خدای بابل.
نبو : خدایی که فرا میخواند و هشدار میدهد. کسی که سرنوشت انسانها را مینویسد و روزهای عمر آنها را تعیین میکند . خدای بابل.
نوسکو : خدای آتش. پیک خدای بعل . زن او سادارنونا است .
شمش : خدای خورشید " منبع زندگی و باروری" خدای شجاعت" خدای عدالت و حق" داور خدایان و زمین" خدای غیب گویی . زن او آیا است.

پايه گذاران کليسای کاتوليک، در صدد گسترش کليسايشان در غرب بودند و برای حصول اين هدف، از هر کاری کوتاهی نمی کردند. از جمله روشهای آنها برای راضی کردن مردم به قبول مسيحيت، دادن هويت مسيحی به عيدهای محلی يا مذهبی مردم بود. يکی از اين جشنها، جشن تولد خدای آفتاب شکست ناپذير بود که يکی ازجنبه های شخصيت ميترا است. ريشه اين جشن، به بابل باستان می رسد که در آنوقت، جشن تولد شمش، خدای خورشيد محسوب می شده. اين جشن امروزه در بين ايرانی ها به عنوان «يلدا» يا بلندترين شب سال، معمول است و طولانی شدن روز از فردای آن نشانه ای از تولد خدای خورشيد است.


سین : خدای ماه " مسلط بر خورشید و زهره" معیار زمان" خدای خرد . زن او نینگال است . مورد پرستش در اور و حران.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایزدان و ایزد بانوان  اصلی شناخته شده در ایران

 

اهریمن : اصل تاریکی" نادانی و بدی .
اهورا مزدا : اصل برتر" سرور جهان" آفریننده خرد" همه جا حاضر" نیروی حیاتی طبیعت .
دیوها : نیروهای معارض خدایان" ضد انواع خدایان. فعال و حاضر.
مهر (میترا) : مادها به ویژه او را همتای اهورا مزدا میدانستند" تنظیم کننده حرکت اجرام سماوی و ستارگان . فرمانده زندگی انسانها و شاهان" تعیین کننده سامان و سازمان اجتماعی.
اورمزد : اصل نور" معرفت و نیکی . ( اورمزد همان اهورا مزدا به زبان پهلوی ساسانی است )  
زروان : خدای زمان" یگانه نیروح آشتی دهنده اورمزد و اهریمن .

آشتي : ايزد صلح. صفت او پيروزمند است و از بالا حامي همه ي آفريدگان است.

آناهيتا (آناهيد) --> به معناي پاک و بدون آلودگي.
ايزد بانويي زيبا، بلند بالا ، گيسو طلايي ، سفيد بازو ، کمربند تنگ بر ميان بسته ، سوار بر گردونه اي با چهار اسب باد ، باران ، ابر و تگرگ. بخشاينده ي آب ، پاک کننده ي نطفه ي مردان و زهدان زنان ، سبب جاري شدن شير در پستانها ، فراواني گله و غلات. دارنده ي هزار چشمه و هزار رود. آناهيتا آراسته باجواهرات ، تاجي زرين به شکل چرخ بر سر دارد که صد گوهر نورپاش بر آن نصب استو نوارهاي پرچين از آن آويخته. طوقي زرين بر گردن دارد و گوشواره هاي چهارگوش در گوش کرده است.کفشهاي درخشان را با بندهاي زرين ، محکم به پا بسته ، جبه اي از پوست سي سگ آبي که مانند سيم و زر مي درخشد ، در بر دارد.
ايزدبانوي خرد ؛ زيرا از قديم الايام بين آب و خرد، پيوندي آسماني برقرار بوده است.
نيلوفر ، گل مخصوص اوست.
ار ِدوي رودي اساطيري ست که از کوه البرز به درياي فراخکرد مي ريزد و رودها آب آن را به سراسر گيتي مي برند. در کنار هر يک از رودهايي که از فراخکرد جاري مي شود ، قصري هزارستون با هزار دريچه ي درخشان براي او برپاست.در نقش نگهبان آبها با "عليين" در اساطير فنيقي و "سروستي" در اساطير هند ، قابل قياس است.

اِرِث --> ايزد بانوي عدل و انصاف. معمولا با اشي و چيستا همراه است. او خوب بالا ست و چرخهاي گردونه اش خروشنده است

اَسنيه --> ايزد موکل بر روز و تقسيمات آن.

امرداد --> به معناي جاودان و بي مرگ . ششمين امشاسپند. او نگاهبان گياهان است.
هميشه همراه خرداد نام برده شده و با هم نمودار کمال و دوام اورمزد هستند. در فرشکرد انوش را از او تهيه مي کنند. هر شيريني و چربي و خوشي که در آب و غذا باشد از مرداد و خرداد است. رشن ، ارشتاد ، و زامياد همکاران مرداد هستند.

امشاسپندان --> هفت جلوه ي اورمزد.. هفت فرشته ي مقرب اهورامزدا.. که عبارتند از بهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندارمذ، خرداد، امرداد و هفتمين امشاسپند به روايتهاي مختلف سپند مينو، سروش يا بهرام است.

و....................

 

سلامت و شاد باشید .

+نوشته شده در 85/04/20ساعت23:51توسط سکوت | |

 

 

1-    کیومرث :

 

گيومرث (به اوستايي: گیو مرتین ) به معناي زندگي ميرا در اسطوره‌هاي ايران ششمين آفريده‌ي اورمزد و نخستين انسان است  . گيومرث در كنار نخستين جانور (گاو اوگدات) در ايران‌ويج (سرزمين خاستگاهي آرياييان) از زمين آفريده شد. او به همراه ديگر آفريدگان اورمزد، سه هزار سال دوران آفرينش نخستين (عصر پيش از تهاجم اهريمن) را كه تغيير و تحولي بدان راه نداشت، در آسايش و بي‌مرگي مي‌زيست. با آغاز تهاجم اهريمن به جهان پاك اورمزد، وي گيومرث را به خواب فرو برد تا از سهمگینی اين تهاجم به هراس نيافتند اما تقد ير چنان بود كه وي به مدت سي سال از خطر اهريمن در امان ماند. اما پس از آن، مرگ كه ره ‌آورد اهريمن براي جهان بي‌عيب مزدا آفريده بود، بر گيومرث چيره گشت و او را در ربود. آن گاه از تن بي‌جان گيومرث در زمين هفت گونه فلز پديد و سپس بر آسمان رفت و با خورشيد يگانه گشت از گيومرث به هنگام درگذشت، نطفه‌اي روان شد كه بخشي از آن را ايزد نريوسنگ با خود برد و بخشي ديگر از آن را كه به زمين فرورفته بود «سپندارمذ» (ايزد زمين) پذيرفت و از آن، پس از چهل سال، به شكل بوته‌اي ريواس، «مشي/ Mashi» و «مشيانه / Mashyane» نخستين زوج بشري، رويدند و پس از آن كه از گياه‌پيكري به انسان‌پيكري گرديدند، روان به تن ايشان وارد شد و زندگي در زمين را آغازيدند. از آنان، در طول ساليان، شش جفت پسر و دختر زاده شد كه از هر كدام، يكي از اقوام بشري پديد آمد در اوستا از گيومرث به عنوان نخستين كسي كه به گفتار و آموزش اورمزد گوش داد و تبار «آريايي» از وي پديد آمد،

 ياد گرديده .

در برخي از آثار مورخان اسلامي گيومرث با «آدم» كه نخستين انسان در اسطوره‌هاي اسلامي- يهودي است، برابري داده شده و گاه از فرزندان آدم انگاشته شده است.

 

 

2- جمشید:

 

جمشيد يکي از پادشاهان اسطوره‌اي ايراني است که در اوستا نيز نام او آمده است. جمشيد از دو واژه جم و شيد تشکيل شده است. جم و يم از يک ريشه است و معني دريا و اقيانوس مي‌‌دهد و شيد يعني درخشندگي هميشگي و هم معني خور است که براي مبالغه در معني با خورشيد بکار رفته است. جمشيد بر روي هم مفهوم ، درياي نور ،خورشيد تابان و فروغ جاودان را مي‌‌رساند.

 

در شاهنامه، جمشيد شاهي فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبيني و غرور فرّه ايزدي را از دست مي‌دهد و به دست ضحاک کشته مي‌شود.


کسروي در مورد جمشید چنین می گوید:


نخستين کسي که نوروز را برقرار ساخت و درجات مالکين را معين نمود وعلامت حکومتي را تصويب کرد سيم و زر و ساير فلزات را استخراج نمود
وابزار و آلاتي از آهن ساخت و اسب و ديگر چارپايان سواري را رام کرد ،
مرواريد صيد نمود و مشک و عنبر و ديگر مواد خوشبو را تحصيل کرد و قصرها
بنا نمود و آب انبار ساخت و قنات حفر کرد کيا جم پسر ويوند جهان يعني نگهدارنده صلح بود پايه اين کارها آن بود که
او در نوروز دنيا را تصرف کرد و نواحي ايرانشهر يعني اراضي بابل را آباد کرد نوروز آغاز استقرار قدرت او بود.

بنظر مي‌‌رسد بين جم و يا جمشيد افسانه‌اي ايراني ها با سليمان در تورات و کتب مقدس ارتباط وجود داشته باشد
دكتر ويلكينسن در این مورد می نویسد:

 

سليمان در روايات يهود و اسلام همان شخصيت افسانه اي پيامبر سليمان است كه ارتباطش با ملكه (سبا) در فرهنگ هاي باختر زمين شهرت فراوان دارد. شايد چيزي كه مورد آشنايي كمتر باشد، اين حقيقت است كه در ايران، سليمان به گونه اي مبهم با وجود شخصيت افسانه اي جمشيد (جم) برابر شناخته مي‌شود. بطوريکه، جمشيد ـ برابر با سليمان ـ شناخته شده که پرسپوليس (تخت سليمان = تخت جمشيد) را بنا كرد، نه هخامنشيان.


جم و شگفتيهاي او :


او از بعضي جهات شباهت زيادي به کاوه آهنگر و فريدون و حضرت نوح و حضرت سليمان دارد بر اساس کتب کهن و منابع شفاهي و قديم مي‌‌توان گفت او در حدود ۶۰۰۰ سال قبل فرمانرواي ايران بوده است و به مناسبت پيروزي اش بر ديوان او را جمشيد يعني خورشيد تابناک و فروغ جاويدان لقب دادند جم + شيد او خود نيز سرانجام گرفتار اژديهاک يا ضحاک ابليس شد.

 


جهان پس از جم :


بعد از جم و پادشاهي او که طولاني ( هزار سال) بوده است ديني که داراي قوانين وهدايت مدني و روحي بود بنام مزديسنا ( ستايش خدا ) ازطرف زردشت بوجود آمد و مردم بآن گرويدند.
پدر زردشت پروشاسپه و مادرش دوغدو یا دوغدویه نام داشت. زردشت چهار برادر داشت. او سه بار ازدواج نموده بود و زن سومين او که در بلخ  به عقد او درآمده بود، دختر ( فره شه و شتره ) برادر جاماسپ ( وزير گشتاسپ) بنام ( هودوي ) بود. زردشت سه پسر و سه دختر داشت که هر يک وظايفي بس عمده بردوش داشتند. پسر ارشد او روحاني، پسر دوم جنگجو و پسر سوم شبان بوده است. زمان زندگاني زردشت به يقين معلوم نيست ولي به موجب روايات کتب زردشتي وي در حدود سال 660 ق. م بدنيا آمده، در سن 23 سالگي منزوي شده و در سن سي سالگي ( 630 ) مدعي رهنمايي گرديده و در سن 77 سالگي هنگام هجوم ارچاسپ توراني درآتشکدهء بلخ بدست یک توراني کشته شده است.

 

3- هوشنگ :

 

نخستين پادشاه در اساطير و تاريخ ملي ايران هوشنگ است . در اساطير ايران، هوشنگ از نوادگان

 گیومرت است  و تبار ايرانيان از اوست . به روايت متون مزدايي، هوشنگ نخستين كسي است كه به ياري خدايان به فرمان‌‌روايي مطلق همه‌ي كشورها، آدميان، ديوان و پريان دست مي‌يابد و به ويژه ديوان را سركوب ساخته، چهل سال پادشاهي مي‌كند .

 

«حمزه‌ي اصفهاني» مي‌نويسد: «هوشنگ پيش‌داد نخستين پادشاه ايران بود و در استخرواقع در استان فارس به تخت نشست.. از جمله كارهاي وي اين بود كه آهن را استخراج كرد و به ساختن ابزار جنگي و برخي ابزار صنعتگران دست يافت و به مردم فرمان داد كه آهنگ درند گان كنند و آن‌ها را بكشند .


در شاهنامه، داستاني مندرج است كه به موجب آن، هوشنگ در پي روي‌دادي، آتش را كشف مي‌كند و بدان مناسبت، آن روز را بزرگ مي‌دارد و جشن «سده» مي‌خواند؛ و بر اين اساس، گفته مي‌شود كه اين جشن معروف و ديرين ايرانيان: «ز هوشنگ ماند اين سده يادگار/ بسي باد چون او دگر شهريار» .

 

 



+نوشته شده در 85/04/16ساعت15:5توسط سکوت |

 

تخت جمشید :

 

پرسپولیس همان تخت جمشید است که محل تشکیل جلسا ت بین المللی آن زمان

بوده یا همان سازمان ملل 2500سال پیش و بزرگترین موزه آن زمان محسوب

می شده .

ساختمان تخت جمشید در مرود شت در زمینی به مساحت 13000هکتار و ارتفاع

20متر از سطح زمین و در شهری به نام پرسپولیس بنا شده است .

این کاخ در مد ت 50 سال و با نیروی 25000 کارگر ساخته شده است . ساخت

این بنا د ر زمان داریوش آغاز ودر زمان خشایار شاه ادامه داشت و در زمان

اردشیر دراز دست به پایان رسید .

تالار اپادانا در زمان داریوش به پایان رسید و داریوش در این تالار تاج گذاری

کرد .

تالار صد ستون ( تات جادا) از ساخته های خشایار شاه است .

این کاخ بوسیله اسکندر مقدونی به اتش کشیده شد واشیاء ارزشمند آن به غارت

رفت.

 

 

حمورابی :

 

پادشاه بابل که قدیمی ترین قوانین بشری را که مشهور به قوانین حمورابی است و بر

سنگ کنده شده است وضع کرد .

قوانین حمورابی 282 ماده است که تقریبا تمام مواد قانونی آن زمان را شا مل می شود .

مردم به 4 دسته تقسیم می کرد شامل :

1-     روحانیون

2-     کارمندان دولتی

3-     ارتشیان

4-     گروه مردم صاحب پیشه و بازرگانان

 

ارتش کشور دایمی بود و خدمت نظام اجباری و افراد به دو گروه ازاد وبرده تقسیم می شدند .

 

 

و ..........................

حمورابی

 

گیلگمش :

 

نخستین بار داستان گیلگمش پس از کشف الواح گلی به خط میخی سومری - کلدانی در بین النهرین توسط یک باستان شناس انگلیسی بازگو شد و پس از آن در سال 1839 تعداد دیگری از این الواح گلی در بین النهرین ( عراق ) کشف شد واز آن تاریخ ، راز این الواح باخواندن  آنها توسط بورکهارت آلمانی گشوده  شد.

حماسه گیلگمش چهل شخصیت دارد  و در دوازده  لوح ( بخش ) داستان حماسی گیلگمش توسط راوی تعریف می شود .

 

 گيلگمش شخصيت اسطوره ای کهن ترين داستان بشری است که روزی کشتی ساخت و از هر حيوان جفتی برداشت و آنهارا  سوار کشتی خود کرد چرا که دنيا را آب فرا گرفته بود

گيلگمش يا به اعتقاد برخی نوح هزار ساله  یکی از پادشاهان سومری

که بعد مرگش حالت افسانه ای گرفت.

شاد وسلامت باشید

+نوشته شده در 85/04/15ساعت0:44توسط سکوت | |

  

    


فروغ در8 دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران پا به عرصۀ وجود نهاد پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باوربه نام  توران  وزیری  تبار با نام شناسنامه ای  بتول. فروغ فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود.
چهار برادر به نامهای امیر مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا .

 

 وی   تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود. کم کم به شعر روی آورد. و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت .

 

در سال ۱۳۲۹ در حالی که ۱٦ سال بیشتر نداشت با پرویز شاپور که ۱٥ سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود.

 

اولین مجموعۀ شعر او به نام " اسیر " در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی منتشر می گردد .

 

در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود .
حتی تولد کامیار پسرشان نیز نمی تواند پایه های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در سال ۱۳۳٤ از شوهرش جدا می شود
قانون فرزندش را از او می گیرد. حتی حق دیدنش را. فروغ ۱٦ سال تمام و تا آخر عمرش هرگز فرزندش را ندید.

 

مجموعه های از کارهای فروغ فرخزاد
مجموعۀ شعر
ـ اسیر ۱۳۳۱
ـ دیوار ۱۳۳٦
ـ عصیان ۱۳۳٨
ـ تولدی دیگر۱۳٤۱
و مجموعۀ نا تمام ( ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد.

 

وی در حوزه سینما هم فعالیت داشت که نایل به دریافت جوایزی از جشنواره های مختلف شد . و همچنین در زمینه نقاشی هم فعالیت داشت .

 

و سرانجام در تاریخ 24 بهمن 1345بر اثر انحراف اتومبیلش در خیابان لقمان الدوله تهران و قبل از

 هر اقدام پزشکی جان به جان افرین تسلیم کرد و در گورستان ظهیر الدوله در دربند تهران در حالیکه

 برف میبارید دفن شد .


یادش همیشه گرامی باد

 

در سوگ فروغ :

شعری از اخوان

 

چه درد آلود و وحشتناک

نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود

دریغ و درد

هنوز از مرگ نیما من دلم خون بود

چه بود این تیر بی رحم از کجاآمد

که غمگین باغ بی آواز ما را باز

در این محرومی و عریانی پاییز بدینسان ناگهان خاموش و خالی کرد.

..........................

الا یا هر چه هستِ کائنات از تو

به تو سوگند

دگر ره با تو ایمان خواهم آوردن

و باور می کنم - بی شک - همه پیغمبرانت را

مبادا راست باشد این خبر ،زنهار

مکن ، مپسند این ، مگذار

ببین ، آخر پناه آورده ای زنهار می خواهد

پس از عمری ،همین یک آرزو ، یک خواست

همین یک بار می خواهد

ببین ، غمگین دلم با وحشت و با درد می گرید

خداوندا ، به حق هر چه مردانند

ببین ، یک مرد می گرید........

...........................

چه سود اما ، دریغ و درد

در این تاریکنای کور بی روزن

در این شبهای شوم اختر که قحطستان جاوید است

همه دارایی ما،دولت ما،نور ما، چشم و چراغ ما

برفت از دست.

دلم خیلی گرفته بود خواستم تنهایی های خودم با شعرهای فروغ پر کنم و دلم به وسعت قلب پاک فروغ گرفت زنی که نشناختندش و قدرش رو ندانستند.

فروغ تنها بود و در انزوای خود عروج کرد .

تولدی دیگر از فروغ که باعث شد اسم وبلاگم رو از سکوت سر شار از ناگفته ها به (( تولدی دیگر ))

تغییر دهم.

تولدی دیگر

همه هستي من آيه تاريكيست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد
من در اين آيه ترا آه كشيدم آه
من در اين آيه ترا
به درخت و آب و آتش پيوند زدم



زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
زندگی شاید
ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد
زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو
همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید " صبح بخیر "


زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد
ودر این حسی است
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت


در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست
دل من
که به اندازهء یک عشقست
به بهانه های سادهء خوشبختی خود مینگرد
به زوال زیبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچهء خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازهء یک پنجره میخوانند



آه...
سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من ،
آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله مترو کست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی ان دادن که به من بگوید :
" دستهایت را
دوست میدارم "


دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد ، میدانم ، میدانم ، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت


گوشواری به دو گوشم میآویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم
کوچه ای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند ، هنوز
با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر
به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را
باد با خود برد


کوچه ای هست که قلب من آن را
از محل کودکیم دزدیده ست


سفر حجمی در خط زمان
و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن
حجمی از تصویری آگاه
که ز مهمانی یک آینه بر میگردد


و بدینسانست
که کسی میمیرد
و کسی میماند
هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد ، مرواریدی
صید نخواهد کرد .


من
پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
مینوازد آرام ، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در 85/04/09ساعت18:28توسط سکوت |

 

       


در کتب یهود ، خبر از ظهور مردی بود که منجی بنی اسرائیل محسوب میشد. نام او به عبری یشوع یا یهو شوع بود که بنام عیسی خوانده میشد به معنی نجات و رستگاری.

عیسی فرزند مریم است. در انجيل متى مى خوانيم :

اما ولادت عيسى مسيح چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود، قبل از آنكه با هم آيند او را از روح القدس حامله يافتند. و شوهرش يوسف چون كه مردى صالح بود، نخواست او را عبرت نمايد؛ پس اراده نمود او را به پنهانى رها كند. اما چون او در اين چيزها تفكر مى كرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده گفت : ((اى يوسف پسر داود از گرفتن زن خويش مريم مترس زيرا كه آنچه در وى قرار گرفته است از روح القدس است. او پسرى خواهد زائيد و نام او را عيسى خواهى نهاد زيرا كه او امت خويش را از گناهانشان خواهد رهانيد.)). اين همه براى آن واقع شد تا كلامى كه خداوند به زبان نبى گفته بود تمام گردد. كه اينك با كره آبستن شده ، پسرى خواهد زائيد و نام او را عمانوئيل خواهند خواند كه تفسيرش اين است : خدا با ما پس چون يوسف از خواب بيدار شد چنان كه فرشته خداوند بدو امر كرده بود به عمل آورد و زن خويش را گرفت . و تا پسر نخستين خود را نزاييد، او را نشناخت و او را عيسى نام نهاد.و پس از تولد تولد، نام يشوع بر او نهاد و معناى آن نجات خداست . يوناييان و روميان آن را به يسوس تبديل كردند و در زبان عربى عيسى شد

 

قرآن تولد عیسی رایک عمل فوق طبیعی و محقق به اراده خدا میداند و به پاکدامنی مریم اشاره صریحی دارد.

 

حضرت عیسی در یهودیه واقع در بیت لحم است و در شهر جلیل از توابع ناصریه پرورش یافته. خانواده او از یهودیان مومن بودند وخود او نیز در ادای تکالیف دینی فردی مقید بود.

 

از مهمترین اتفاقات دوره زندگی حضرت عیسی ، تعمید شدن وی در سن سی سالگی به دست یحیی بن ذکریا از پیامبران الهی بود که آثار جاودان محبت الهی را در دل خود مشاهده کرد و به گفته مسیحیان دست پدر مقدس وی را در پناه خود گرفت.

 

در قرآن از زمان تولد برای وی رسالت در نظر گرفته شده که از جانب خدا به او عنایت شده بود.

هنگامیكه عيسى به سى سالگى رسيد، به بشارت دادن آغاز كرد. تعليم اساسى وى دو بخش داشت :
1. توبه كنيد. يعنى از گناه دست برداريد و به سوى خدا برگرديد.
2. ولايت و سرپرستى خدا (ملكوت آسمان ) را بر زندگى خود پذيرا شويد.

 

 

گرایش مردم عوام به سمت او در نتیجه موعظه های وی برای کاهنان یهودی نگران کننده بود. ابتدا چیزی به او نمیگفتند اما در فاصله کمی بر مخالفت خود با عیسی صورت آشکاری دادند و در نتیجه توطئه ای علیه وی او را در دادگاه عالی یهود به جرم نسبت دادن فرزندی خود به خدا محاکمه ومحکوم به مرگ کردند. هرچند تلاش حاکم رومی شهر اورشلیم در نجات او بود آنهم بواسطه ملاقاتی که با عیسی (ع) داشت وتحت تاثیر او قرار گرفته بود و برای این منظور تصمیم گرفت وی را در نزد کاهنان یهودی تازیانه بزند اما از خشم آنان کاسته نشد ودوباره به زندان برگشت تا اعدام شود.

صبح هنگام در حالیکه عیسی صلیب خود را به دوش میکشید به سمت دیوار شهر اورشلیم رفت و مصلوب و سپس به خاک سپرده شد. عده ای از یاران او برای وداع با وی بر قبرش حاضر شدند اما آنرا خالی یافتند واعتقاد به زنده شدن عیسی در میان آنان قوت گرفت چنانکه به بازگشت او امیدوار بودند.

قرآن مسئله مصلوب شدن ومرگ عیسی را منکر میشود و به عروج جسمانی او اشاره میکند.در اناجیل اربعه هم سعی شده است چنین تصویری از زنده شدن عیسی ارائه شود چنانکه آمده است وی بعد از سه روز دوباره زنده شد و به آسمان رفت.

دین عیسی در آغاز مبتنی بر توحید ویگانگی بود. تعالیم عیسی سرشار از نکته های اخلاقی است از این رو آئین او را دین مهر وعشق ودوستی نام نهاده اند. سخنان به جا مانده از مسیح گویای یک شیوه تمام عیار اخلاقی در مناسبات اجتماعی است. وی به محبت حتی نسبت به دشمنان تاکید داشت وبرای لعنت کنندگان خود نیز برکت می طلبید.

باور مسیحیان نسبت به عیسی (ع) چنین است که او را فرزند خدا میدانند. خدای پسر از آسمان به زمین آمد تا انسان را نجات دهد ودر نهایت خود قربانی شد. همچنین اشاره به گناه اول دارند وشرح قضیه آنست که چون آدم از شجره ممنوعه خورد گناهی بزرگ مرتکب شد و دامن همه فرزندان او را فرا گرفت. اما خدا نمی خواست همه را به جرم گناه پدر مجازات کند. در این میان عیسی خود را برای مکافات عمل مهیا کرد تا سایر انسانها نجات پیداکنند.

کتاب مذهبی مسیحیان انجیل نام دارد . که چهار کتاب است: انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا. به این چهار کتاب اناجیل گفته می شود.

 

انجیل متی، مرقس و لوقا هر کدام شرح مختصری از زندگانی، تعلیمات و وفات و قیام مسیح «علیه السلام» بدست می دهد. در صورتیکه انجیل یوحنا علاوه بر ذکر اتفاقات دوران مسیح، تعلیمات روحانی او و اوامر آن حضرت را نیز نقل می کند. در انجیل یوحنا به مطلب الوهیت مسیح بیش از سه کتاب دیگر اشاره شده اما درباره میلاد مسیح و عشاء ربانی و صعود مسیح در مقایسه با سه انجیل دیگر کمتر چیزی نوشته شده است.

 

از جمله دلایلی که بر صحت این چهار انجیل می باشد، یکی شهادت کاتبان قرن دوم میلادی و پس از آن است. دیگر آنکه ترجمه های قدیم این انجیل ها که در قرن دوم میلادی نوشته شده در تمام نکات با این اناجیل مطابق است.

انجیل متی، مرقس و لوقا مابین سال 7 تا 60 پس از میلاد انجیل یوحنا در حدود سال 90 میلادی نوشته شده است.

نام انجیل برگرفته از کلمه ای یونانی و به معنای مژده و بشارت است.
در قرآن نیز از آن نام برده شده است: نَزَّل علیک الکتابَ بالحق لما بین یدیه و انزَلَ التورة و الانجیل.

این کلمه دوازده بار در قرآن به کار رفته است. قرآن کریم انجیل واقعی را کتاب آسمانی می‌داند. به همین دلیل انجیل اصلی، به عنوان کتاب آسمانی نازل شده بر حضرت عیسی، نزد مسلمین حرمت و قداست دارد.
ولی انجیل واقعی پس از صعود حضرت عیسی علیه السلام به آسمان، مفقود شد و یهودیان که در صدد قتل حضرت عیسی بودند، پس از ماجرای صعود حضرت عیسی، تمام نسخه‌های انجیل را معدوم کردند. مسیحیان، سال‌ها بی‌کتاب آسمانی زندگی می‌کردند، تا این که بعضی از حواریین و بزرگان مسیحی در صدد برآمدند انجیل‌هایی برای مردم فراهم آورند. به این ترتیب روایات و نسخه‌هایی متعددی از انجیل پدید آمد که هیچ‌یک انجیل واقعی نازل شده بر حضرت عیسی علیه السلام نبود و نیست.

 

 

مسیحیت شامل فرقه های متعددی است اما سه فرقه آن از شهرت بسزایی برخوردارند که مسیحیان بنام هریک از آنها شناخته میشوند:

1- کاتولیک : در زبان یونانی به معنی عمومی است و کلیسای کاتولیک شامل همه فرقه های مسیحی است اما در عمل تنها به کلیسای روم به ریاست پاپ اطلاق میشود.

تعداد فرایض  مذهب کاتولیک بر هفت مورد مبتنی است :

1- تعمید        2- قربانی        3- توبه        4-اعتراف        5-تناول        6-ازدواج        7-مسح بیماران

در حال مرگ

2-ارتودوکس:به معنای سنتی است. در قرن 15 میلادی با تجزیه امپراطوری روم به شرقی وغربی در کلیسای کاتولیک نیز تجزیه حاصل شد و کلیسای شرق نام ارتودوکس به خود گرفت. کاتولیکها وارتودوکسها در مباحث مذهبی واعتقادی تفاوتهای عمده ای باهم دارند.

پیروان ارتودوکس به برزخ ومفهوم بی آلایشی و برائت از گمراهی برای کشیش ها معتقد نیستند. همچنین کشیش های ارتودوکس ازدواج میکنند.

به رئیس روحانی این فرقه بطریق ( خلیفه ) گفته میشود و مشاوران مذهبی سن سینور نام دارند.

واجبات در مذهب ارتودوکس هفت مورد است :

1- تعمید        2-ادای شهادت        3-مسح روغن مقدس        4-تناول        5-توبه        6-مسح بیماران   

    7-ازدواج

3-پروتستان : این فرقه به روشهای مذاهب کاتولیک و پروتستان معترض شدند .

رهبر این نهضت مارتین لوتر آلمانی در سال 1488 میلادی بود.او به خرید گناه وفروش بهشت وعفونامه کشیشان کاتولیک معترض شد.

از عقاید این مذهب مخالفت با قدرت الهی پاپ و اعتقاد به تشکیلات دموکراسی و عدم اجبار به اعتراف گناهان و عدم احتیاج به روحانیون مذهبی در ارتباط به خدا میباشد.

پروتستانها خودخواهی را گناه اصلی می شمرندو رستگاری را در ترک اغراض میدانند. جهنم در باور پروتستانها وجود ندارد هرچند معتقدند برای شایستگان در جهان ابدی خوشبختی وسعادت وجود دارد.

فرائض و تکالیف دینی پروتستانها بر شش اصل استوار است:

1- تعمید        2- اعتراف غیر اجباری به گناهان        3- تناول و افطار        4- تلاوت کتاب مقدس   
5-حضور در کلیسا        6- ازدواج 

 

 

 

+نوشته شده در 85/04/05ساعت13:10توسط سکوت | |