تبليغاتX
تولدی دیگر

تولدی دیگر

 

گل‌ آفتابگردان‌ رو به‌ نور مي‌چرخد و آدمي‌ رو به‌ خدا. ما همه‌ آفتابگردانيم. اگر آفتابگردان‌ به‌ خاك‌ خيره‌ شود و به‌ تيرگي، ديگر آفتابگردان‌ نيست. آفتابگردان‌ كاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سياهي نسبت‌ ندارد.اينها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشايش‌ مي‌كردم‌ كه‌ خورشيد كوچكي‌ بود در زمين‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌اي‌ بود و دايره‌اي‌ داغ‌ در دلش‌ مي‌سوخت.آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتي‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را مي‌كارد، مطمئن‌ است‌ كه‌ او خورشيد را پيدا خواهد كرد.

آفتابگردان‌ هيچ‌ وقت‌ چيزي‌ را با خورشيد اشتباه‌ نمي‌گيرد؛ اما انسان‌ همه‌ چيز را با خدا اشتباه‌ مي‌گيرد.
آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و كارش‌ را مي‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهميدن‌ خورشيد كاري‌ ندارد. او همه‌ زندگي‌اش‌ را وقف‌ نور مي‌كند، در نور به‌ دنيا مي‌آيد و در نور مي‌ميرد. نور مي‌خورد و نور مي‌زايد.
دلخوشي‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است. آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آميخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا. بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ مي‌ميرد؛ بدون‌ خدا، انسان.
آفتابگردان‌ گفت: روزي‌ كه‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپيوندد، ديگر آفتابگرداني‌ نخواهد ماند و روزي‌ كه‌ تو به‌ خدا برسي، ديگر «تويي» نمي‌ماند. و گفت‌ من‌ فاصله‌هايم‌ را با نور پر مي‌كنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر مي‌كني؟ آفتابگردان‌ اين‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد. گفت‌وگوي‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند. زيرا كه‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.
جلو رفتم‌ بوييدمش، بوي‌ خورشيد مي‌داد. تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود. خداحافظي‌ كردم، داشتم‌ مي‌رفتم‌ كه‌ نسيمي‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ ياد آفتاب‌ مي‌اندازد، نام‌ انسان‌ آيا كسي‌ را به‌ ياد خدا خواهد انداخت؟
آن‌ وقت‌ بود كه‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گريستم...
‌عرفان‌ نظرآهاري‌

+نوشته شده در 85/07/30ساعت12:40توسط سکوت | |

 

روزگاری بود که مثل حالا نبود. زن مثل اکنون جنس دوم یا شهروند

 درجه دو حساب نمی شد.

.در دوران کهن بیشتر الهه ها مادینه بودند. و ویژگی جنسیتی آنها زنانه

 بود. در بسیاری از اساطیر خدای جهان مادینه تلقی می شد. علت آن هم

 اقتدار زن به واسطه توانائی زائیدن و مادر شدن بود.زن را مثل خدا می

 دانستند چون همانند خدا قادر به آفرینش بود.در اساطیر باستان زمین یکی

 از ایزد بانوان بود. علت مادینه انگاشتن زمین این بود که وجوه اشتراک

 زیادی بین زن و زمین وجود دارد.هر دو بستری هستند برای آرامش ، هر

 دو زایا و هر دو پرورش دهنده .

مادر به عنوان سمبول عطوفت ، باروری و خلقت اولین خدایی است که

 مورد پرستش انسان قرار گرفت. به نظر می رسد که پرستش مادر از

 زمانیکه خانواده شکل گرفت، وجود داشته است. در میان انسانها مفهوم

 خانواده از نظر اجتماعی به دوران غار نشینی بر می گردد. تعداد غارها و

 فضای درونی آنها محدود بود. بنابر این تعداد محدودی از مردان را

 می توانست در خود جای دهد.از اینجا تعلقات خونی و فامیلی که در گونه

 های دیگر حیوانات نیز یافت  می شود، شدت گرفت.رقابت برای سکونت در

 غارهای گرم دلیلی برای مردان اولیه بود تا از حضور بیگانگان در غار

جلوگیری کنند. فقط افرادی که از یک نصب بودند حق ورود به غار را داشتند

. روابط جنسی مردان از گونه طبیعی بود نه از نوع اجتماعی
بنا بر
این زنان غار نشین در طول دوران باروری خود با چندین مرد همبستر

 می شدند. قوی ترین مرد در غار حق همبستر شدن با زن را داشت.همانطور

 که در بعضی از گونه های جانوری این رفتار دیده می شود.
از این رو پی گیری شجره نامه خانوادگی از طریق مرد امکان
پذیر نبود. لذا

 شجره نامه ای که مرتبط به مادر بود اجازه ورود به غار را فراهم میکرد.

همین کافیست که غریزه مادر-فرزندی را به عنوان یک باور مقدس برشمارند.
دیرین شناسان تصدیق می کنند که الهه مادر نخستین خدایی بود که مورد
پرستش

 قرار گرفت. یادگارهای به جا مانده از قدیم حاکی از پرستش الهه مادر در میان

 قبیله های اولیه است. در این یادگارهای به جامانده مجسمه مادر را با سینه ها

و باسن بزرگ ساخته اند که بیانگر دختر به بلوغ رسیده و آماده ازواج است.
مجسمه های پیدا
شده در شوش متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح است

. تعداد و سن این مجسمه ها به خوبی نشان می دهد که پرستش الهه مادر برای

 اولین بار در فلات ایران شروع شد.و همراه با مهاجرت آریائیها به جاهای دیگر

 دنیا نیز رسوخ کرد.با پایان عصر یخبندان و تغییر محل سکونت انسان از غارها

 به دامنه کوه ها و کشف کشاورزی، پرستش الهه مادر همچنان ادامه یافت. در اینجا

 الهه مادر به عنوان الهه باز آفرینی ، محصول و کشاورزی پرستیده می شد. در

 شوش جنوب ایران ، پرستش الهه مادر از 4000 سال پیش از میلاد مسیح رواج

 داشت.

 

آناهیتا الهه ایرانی گاهی در نقش مادر زمینیان ، الهه باروری و تولد است.و سمبول

 او ماه است .گاهی نیز در نقش ونوس الهه موسیقی ، عشق و حسادت و طنازی ظاهر

 می شود.
ناهید خواهر یا مادر خداست. وقتی و همسر و مادر است سمبول او ماه است. و
وقتی

 که خدای عشق و حسادت و طنازی اشت، سمبول او ، ونوس است.
در اسطوره ارمنیان
گفته شده است که" شیطان گفت: هرگاه خدا با مادرش همبستر

 شود خورشید زائیده می شود. و اگر با خواهرش ازدواج کند، ماه زائیده می شود"
سومریان مردمان دریانوردی
بودند. با عبور و مرور خود در دریای مدیترانه پرستش

 الهه مادر را به اروپا و شمال آفریقا گسترش دادند. شاید هم سبب گسترش پرستش الهه

 مادر پراکنده شدن نژاد آریایی به طرف هندوستان ، آسیا و اروپای مرکزی باشد.
به هر حال شواهد تاریخی نشان می دهد
که پرستش الهه مادر در هزاره سوم پیش

 از میلاد در هندوستان، ایران، آسیای مرکزی، بین النهرین، سوریه، آفریقای شمالی و

 اروپا وجود داشته است.

ارتباط نزدیک ایزدبانوی مادر و ماه به این دلیل بود که دوران عادت ماهانه زن

 28 روز بوده و با تعداد روزهای یک ماه تطابق داشت. در آن زمان که ساعت

 و تقویم و جود نداشت. ارتباط بین این دو گذشت زمان را برای مردم تداعی می کرد

.از این رو زن را همانند ماه توصیف می کردند. مذاهبی که ایزد بانوی مادر را

 پرستش می کردند در دوره های بعدی در مقابل مذاهبی که خورشید را می پرستیدند

 همچنان از تقویم قمری بجای تقویم خورشیدی استفاده می کردند.

پرستش آناهیتا در زمان ساسانیان نیز ادامه یافت.

پس از حمله اعراب، احترام به زن و پرستش آناهیتا به صورت دیگر ادامه یافت.

در این زمان زنان به صورت سمبولیک در شعرهای صوفیان ستوده شدند. ارتباط

 تنگاتنگی بین ناهید، موسیقی، و عشق در اشعار صوفیان ایرانی وجود دارد.

 

+نوشته شده در 85/07/16ساعت22:15توسط سکوت | |

زیدیه فرقه‌ای از تشیع بود که به زید بن علی بن الحسین منسوب می‌شد. خود

 این فرقه به سه طایفه تقسیم می‌شود: جارودیه، سلمانیه و تبیریه.که در زمان

بنی امیه ظهور کردند.

انها معتقدند که پس از علی و حسن و حسین سلام الله علیهم، هر علوی‌تباری که

 معصوم باشد شایسته است طلب امامت کند، و هر کسی از فرزندان علی( ع)

 که پارسا و معصوم باشد و با شمشیر قیام کند، امام است.

امام‌های زیدیه دو تن مشهورترند:
یکی حسن بن زید، معروف به داعی کبیر، که دولت علویان طبرستان را تاسیس کرد و

 

و دیگری قاسم رسی متوفای سال 246 ه.ق که خود و جانشینانش اصول عقاید موجود

 را تدوین کردند که به سبک اصول مذهب معتزلی بود و با تصوف ناسازگاری سختی

داشت.

زیدیه در بعضی از مسایل همانند شیعه عمل می‌کنند؛ مانند گفتن حی علی خیر العمل

 در اذان، پنج بار تکبیر در نماز میت، و نخوردن قربانی غیرمسلمین.
شرایط اصلی امام در مذهب زیدیه این است که از اهل بیت پیامبر باشد ( خواه از نسل

 امام حسن و خواه از نسل امام حسین ). بر این اساس امامت ارثی نیست و امام باید

خودش قادر به جنگ یا دفاع باشد. به همین جهت، آنان امامی را که کودک یا غایب باشد

به امامت قبول ندارند.

زیدیه در دو ناحیه به قدرت سیاسی رسیدند: یکی در سواحل دریای خزر از زمان داعی

کبیر تا حدود 520 ه.ق، که در این مدت در آنجا حدود 25 امام و مدعی پیدا شد؛ و دوم

 در یمن که یحیی بن حسین متوفای سال 298 ه.ق از نوادگان قاسم رسی بر آنجا

 مستولی شد و حکومت مستقلی به راه انداخت.

زيديه در بحث امامت پس از سه امام نخست، به امامتى اين جهانى و دنيوى باور دارند

. اين امامت

در بُعد سياسى به معناى خروج بر ضدحكومت هاى ظلم و جور و به دست گرفتن قدرت

 سياسى و

 در بُعد دينى به عنوان نگهبانى از دين و بيان احكام و معارف دينى است. بنابراين در زيديه

 هرگونه اعتقادى فراتر از اين در مورد امامان غلو به شمار مى آيد.

 

شكل‌گیری زیدیه به عنوان یكی از فرق شیعه به اوایل قرن دوم هجری برمی‌گردد.

 این فرقه در ابتدا توسط دو گروه از شیعیان كوفه با عنوان «جارودیه» و «بتریه»

 شكل گرفت. هویت این فرقه با قیام و فعالیت بر ضد حكومت جور و ظلم شكل گرفت

و این مطلب سبب تلاش آنها برای خروج از سیطره حكومت مركزی گردید. این جریان

 در ادامه حیات خود در مناطق شمالی ایران و جلگه‌های یمن به فعالیت پرداخت و در

 ضمن آن به گروههای فرعی مختلفی تقسیم شد. زیدیان ایران در قرن دهم به صورت

 رسمی به مذهب امامیه گرویدند اما در یمن تا امروز به بقای خود ادامه داده‌اند.

+نوشته شده در 85/07/08ساعت13:29توسط سکوت | |