تبليغاتX
تولدی دیگر

تولدی دیگر

پرنده اي بودم ؛ آسماني

در اوج بودم و ملكوت جايگاهم ؛

دچار منيت شدم و هبوط كردم !

دير ساليست ؛

ديگر يادم نيست كه بالهايم را كجا جا گذاشته ام !

ديريست كه :

خاكي شدم و دلتنگ !

دل بسته شدم و دلتنگ !

دچار تاريخ شدم و دلتنگ!

و كنون :

مبهوتم از اين همه غفلت و فراموشي .

دلم پرواز مي خواهد.

اما ؛

دير ساليست كه بالهايم را جايي گم كرده ام !

 

سكوت /فروردين هشتاد و شش

+نوشته شده در 86/04/10ساعت23:16توسط سکوت | |