تبليغاتX
تولدی دیگر -

تولدی دیگر

چشمانمان ؛ دلمان ؛ گوشمان ؛ به همه چيز عادت كرده اند! بوي كهنه گي گرفته اند ...! عشق بوي كهنه گرفته است ...! نگاههايمان كهنه شده اند ...! به ارث رسيده اند ! بار ديگر بايد چشم گشود و متولد شد ...! نگاهي تازه؛ زيستني تازه! نگاهي به زلالي اب و به وسعت عشق . به رنگ ابي آسمان ... به زيبايي ترنم پرندگان . و هم نوا با حضرت دوست ... بايدت نگاهي تازه.... كه تازه كند هستي ات را ...كه رهايي بخشدت ....تا كه پرواز را به ياد آوري .... و نور شوي .... همه نور...... سكوت / خرداد هشتاد وشش

+نوشته شده در 86/05/15ساعت23:43توسط سکوت | |