چشمانمان ؛ دلمان ؛ گوشمان ؛ به همه چيز عادت كرده اند!
بوي كهنه گي گرفته اند ...!
عشق بوي كهنه گرفته است ...!
نگاههايمان كهنه شده اند ...!
به ارث رسيده اند !
بار ديگر بايد چشم گشود و متولد شد ...!
نگاهي تازه؛ زيستني تازه!
نگاهي به زلالي اب و به وسعت عشق .
به رنگ ابي آسمان ...
به زيبايي ترنم پرندگان .
و هم نوا با حضرت دوست ...
بايدت نگاهي تازه.... كه تازه كند هستي ات را
...كه رهايي بخشدت ....تا كه پرواز را به ياد آوري ....
و نور شوي .... همه نور......
سكوت / خرداد هشتاد وشش