|
عشق يعني جلوه گاه حق شدن عشق يعني گم شدن پيدا شدن همه ما لا اقل يك بار در عمرمان آگاهانه يا نا آگاهانه عاشق شده ايم . و لا اقل يك بار طعم عشق هاي غير حقيقي را چشيده ايم . اما كمتر كسي هست كه بخواهد در راه عشق مردانه كمر همت ببندد .بايد توجه داشت عاشقي از هر نوع آن نياز به تلاش دارد . از نگاه حافظ اولين شرط پيروزي در راه عشق ؛ كوشش است . وي عشق ورزي را هنر مي داند . بكوش خواجه و از عشق بي نصيب نباش كه بنده را نخرد كس به عيب بي هنري به نظر تاگور : دنيا از عشق زاده شده ؛ و به سوي عشق مي رود . تنها در عشق است كه يك و دو با هم است ؛ برد و باخت يكي است . در عشق است كه عبوديت و آزادي متناقض نيست ؛ چرا كه عشق نهايت آزادي است و نهايت اسارت است . تاگور عشق را فارغ از هر گونه وابستگي مي داند ومعتقد است عشق در نيكي كردن به ديگران ادا مي گردد . در عشق حقيقي هست كه مائي و مني از بين ميرود و عاشق و معشوق يكي مي شوند . توجه به اين نكته لازم است كه عشق آسان به دست نمي آ يد و در راه عشق سختي هاي بسيار بايد كشيد . و گام بر داشتن در اين را مستلزم بر خوردار ي از همت عالي و تعهد ؛ مردانگي و نيروي ايمان به معشوق است . در عاشقي گريز نباشد ز ساز و سوز استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم اريك فروم معتقد است :: جوهر عشق در (( رنج بردن )) براي چيزي و پروردن آن است ؛ يعني عشق و رنج جدايي ناپذيرند . آدمي چيزي را دوست دارد كه براي آن رنج برده باشد و رنج چيزي را بر خود هموار مي كند كه عاشقش باشد . از نكاتي كه در باب عشق بايد بدان توجه داشت اين است كه تا از بند ماديات و و تمام متعلقات آن رهايي نيابيم به عشق حقيقي دست نخواهيم يافت . عشق حقيقي به معني تعهد خالص و كوششي بدون چون و چرا و فارغ از هر گونه انديشه گري و سبك و سنگين كردن ها و احساس اتصال كامل با معشوق است . در عشق حقيقي عاشق ؛ معشوق را براي آنچه كه هست دوست دارد و اجازه مي دهد كه خودش باشد و رشد كند . در اين بين براي اين كه فاصله بين عاشق و معشوق از بين برود و امكان يكي شدن فراهم گردد ؛ بايد كه خود خواهي را قرباني نمود .تا بين عاشق و معشوق خود خواهي حاكم است ؛ عاشق خواسته خويش را به معشوق تحميل مي كند و معشوق را آنچنان كه هست نمي بيند . ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست تو خود حجاب خودي حافظ از ميان بر خيز در خاتمه لازم به ذكر است كه : عشق با گفت و شنود قابل تعريف وانتقال نيست . هر چه گويم عشق را شرح و بيان چون به عشق آيم خجل باشم از آن عشق را مي توان با احساس و مشاهده دريافت و از عشق ماندد زيبايي و ... نمي توان تعريف دقيقي ارائه نمود و هر كس بر حسب نوع نگاه وتفكر خود از آن تعريفي ارائه مي كند . فقط مي توان گفت : عشق را معني همان عشق است و بس . سكوت / 14 شهريور 86
|
About![]()
از قلب ما تا خدا یک راه مستقیم هست
Home
|