تبليغاتX
تولدی دیگر - پس سهم من كو؟!!!!!!!

تولدی دیگر

 

 

سال 57 :

8ساله بودم كه تب انقلاب همه رو گرفته بود!چيزي نمي فهميدم اما

وقتي هيجان بزرگتر ها رو مي ديدم ، كنجكاو بودم كه چي شده؟

اين همه شور ور هيجان براي چي هست؟!!!!

از بزرگتر ها كه مي پرسيدم مي گفتند ، انقلاب شده، مي گفتم يعني چي؟

مي گفتند: شاه (همون ديو سياه مردم شهر سپيد!) مزدور اجنبي بوده و

آزادي رو از مردم گرفته بوده وسرمايه هاي ملي رو به غارت مي برده و..

... به همين خاطر مردم خسته شدن و اونو از ايران بيرون انداختند تا بتونن

نفس راحتي بكشند واز سرمايه هاي ملي شون استفاده كنند و ! ......

خلاصه اين كه درامد سرمايه هاي ملي مثل نفت بره تو جيب مردم ستم

كشيده ايران خودمون!

خلاصه تر اين كه ديو چو بيرون رود فرشته در آيد.

 

 

سال 86:

 

خلاصه تر از اون اين كه سال 86 خبري از درامد اضافي نقت كه نشد

( قرار بود نفت سر سفره هر ايراني باشه!!!!!)

بنزين هم از سر سفره هامون رفت و هيچ وقت هيچ كس نگفت كه سهم من

ماشين ندارم از اين درامد ملي كه بايد صرفه جويي بشه چي شد؟!!!!

حالا تو اين سرماي بي سابقه گاز هم از سر سفرمون رفته!

كجا؟

نمي دونم!

چرا؟

نمي دونم؟

سهم من كو؟

نمي دونم!

مي خوام حرف بزنم!

نميشه!

چرا؟

سياسي شدي باززززززززز؟

سهم من از ازادي كو؟

هيسسسسس!

سكوت، سكوت!!!!

 

سال90!:

تشنه ام يك ليوان آب!

نميشه!

چرا ؟

صرفه جويي هنره!

 

مي خوام نفس بكشم!

نميشه!

چرا؟

سهميه بندي شده!!!!

 

خلاصه اين كه خود كرده را تدبير نيست!!!!

+نوشته شده در 86/11/08ساعت0:5توسط سکوت | |